تبليغاتX
ستارگان کویر

ستارگان کویر

 

 
حكايت فرشته بيكار

روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد كه رفته پيش فرشته ها و به كارهاي آنها نگاه مي كند .

 
هنگام ورود ،‌ دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند و تند نامه هايي را كه

توسط پيك ها از زمين مي رسند ، باز ميكنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند .

مرد از فرشته اي پرسيد :‌ شما داريد چكار مي كنيد ؟

 
فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد ،‌ گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را
 
تحويل مي گيريم .

مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي كنند و آنها را توسط پيك هايي به
 
زمين مي فرستند .

مرد پرسيد شماها چكار مي كنيد ؟‌

يكي از فرشتگان با عجله گفت : ‌اينجا بخش ارسال است ،‌ ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم .

مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته .

مرد با تعجب از فرشته پرسيد :‌ شما اينجا چكار مي كنيد و چرا بيكاريد ؟‌

فرشته جواب داد :‌ اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند ولي فقط
 
 
عده بسيار كمي جواب مي دهند .

 
مرد از فرشته پرسيد :
مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند ؟

فرشته پاسخ داد :
بسيار ساده ، ‌فقط كافيست بگويند : خدايا شكر
پادشاهی به حکیمی ارادت داشت.

چیزی از عمرش باقی نمانده بود ولی دلواپسی فرزند که جانشینش بود آرام و قرارش را گرفته بود.

 
بدنبال حکیم فرستاد و حکیم آمد و به او گفت مرد بزرگوار
فرزندم انسان نیکو سیرتی است و اهل دین . ولی ناپخته است و عجول .

از تو میخواهم وظیفه پدری را بدوش بگیری و کلامی به او بگوئی که او را از عجله - تشویش و
 
اینگونه ناپخته عمل کردن رهائی بخشد.

حکیم به پسر گفت :

به ثروت و دارئی اعتباری نیست چراکه اینها از ناحیه دزدان و فتانگان آسیب پذیر و نابود شدنی اند.
به قدرت نیز اعتمادی نیست که همان فتانگان و چاپلوسان همچون موریانه ها آنرا از بین خواهند
 
برد.

ولی اگر پایگاه امنی را میطلبی و برای مردمت آرزو میکنی
همواره بر حق باش و حق را بر هر خواسته ای و هر خواسته ات مقدم بدار .
آنگاه توکل به خداب رحمان برایت کفایت خواهد کرد.

كبوتر دل آواتار ها

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 14:3  توسط ستاره  | 

برای خواندن قرآن در روایات اسلامی آثار و برکات زیادی بیان شده است که به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم.

تجارتی بی زیان و سودآور

إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ(فاطر/29)

آنان كه كتاب خدا را می خوانند و نماز می گزارند و از آنچه روزی شان كرده‌ايم پنهان و آشكار انفاق می كنند، به

تجارتی دل بسته‌اند كه هرگز زيانی در آن نيست.

 

نورانيت قلب

رسول الله می فرمایند: ان هذه القلوب تصدإ كما يصدإ الحديد. قيل: يا رسول الله فما جلاوها؟

 

قال: تلاوه القرآن ( الدعوات ، ص 237.)

اين دلها نيز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا, صيقل دهنده دلها چيست؟ فرمود: تلاوت قرآن.

مشابه این روایت در بحارالأنوار، ج ،13 ص 294 و بحارالأنوار ، ج 32 ،ص 349 نیز آمده است.

نجات از وحشت و تنهایی

امام علی (عليه السلام) می فرمایند : من انس بتلاوه القرآن لم توحشه مفارقه الاخوان.(غررالحکم،ص112)

هر كس به تلاوت قرآن انس گيرد، جدايی برادران، او را به وحشت نيندازد.

باروری و شکوفایی ایمان

امام علی (عليه السلام) می فرمایند : لقاح الايمان تلاوه القرآن.(غررالحکم،ص112)

تلاوت قرآن مايه باروری ايمان است.

بهترین عبادت

رسول الله فرمودند : افضل العباده قراءه القرآن. (مجمع البیان، ج 1، ص 15)

بهترین عبادت قرائت قرآن است.

دور شدن شیاطین

 

امام صادق علیه السلام فرمودند : كه اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و

ذكر خداى عزوجل (و ياد او) در آن بشود، بركتش بسيار گردد، و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند،

و براى اهل آسمان مى درخشد چنانچه ستارگان براى اهل زمين مى درخشد، و خانه اى كه در آن قرآن خوانده

نشود و ذكر خداى عزوجل در آن نشود بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند

دفع بلايی آخرت

رسول الله فرمودند : يُدْفَعُ عَنْ مُسْتَمِعِ الْقُرْآنِ شَرُّ الدُّنْيَا وَ يُدْفَعُ عَنْ تَالِي الْقُرْآنِ بَلْوَى الْآخِرَة .

( مستدرك ‏الوسائل ، ج 4 ، ص 262 ؛ بحارالأنوار ، ج 89 ، ص 17 ؛ جامع‏ الأخبار ، ص 40 .)

از مستمع قران شر دنیا و از تلاوت کننده قرآن بلای آخرت دفع میگردد.

کفاره گناهان

ای سلمان بر تو باد تلاوت قرآن، به درستی كه تلاوت قرآن كفاره گناهان است و حجاب از آتش و امان از عذاب

است و برای كسی كه قرآن می‌خواند به ازای هر آیه ثواب صد شهید نوشته می‌شود

 


 

عشق حقیقی یعنی: حرکت عمودی ازخاک به ملکوت که آن را "سفر دل" می
 
 
نامند.عشق مجازی یعنی:حرکت افقی در روی زمین که آن را "سفر گل" مینامند.

 

ساعتها را بگذارید بخوابند،بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست!

 
 
دم ز راه و رسم سلمان مي زنيم
 
 
لاف اسلام و مسلمان مي زنيم
 
 
کاشکي از نسل سلمان مي شديم
 
 
لحظه اي- يک دم- مسلمان مي شديم
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 10:56  توسط ستاره  | 

 
 
 
 
 
 
بشنو از نی چون حکایت ها کند



از سر ببریده ای هر دم حکایت ها می کند



بشنو از نی چون شکایت ها کند



وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند



بشنو از نی در ره دلدادگی



در زه دلدادگی فرزانگی



بشنو از نی آن به غایت راستین



حامل راس حسین اندر زمین



بشنو از نی از زمین کربلا



ناله و نفرین و آه و نینوا



بشنو از نی چون حکایت ها کند



از بدی های زمین هر دم شکایت ها کند



بشنو از نی از زبان اهل دل



راستگویان در سرای اهل دل



بشنو از نی واقعه از کربلا



کاروان کی میرسد در نینوا ؟



بشنو از نی ، آن زمان سلطان حسین



بی بدن قرآن قرائت می کند راس الحسین


 
 
 
دلم هوای تو دارد،
سرم هوای ضریح...
چه می شود که سری به گوشه ی حرم بزنم؟!

 
 
تا بال و پر عشق به جانم دادند
در وادی عاشقان مکانم دادند



گفتم که کجاست کعبه‏ ی اهل ولا
در گاه حسین (ع) را نشانم دادند
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 9:47  توسط ستاره  | 

 

بنام تو اي آرام جان خسته ام

 

حرف های خداوند با من بنده.




مولای متقیان حضرت علی (ع) فرمود اختیار کردم از کتاب اسمانی 12 ایه را و نظر میکنم به انها هر روز سه مرتبه.

1
. بترس از غضب من همیشه.
2. نترس از فوت رزق هرگز.
3. انس مگیر با احدی مگر با من.
4. بحق خودم من تو را دوست دارم تو هم مرا دوست بدار.
5. ایمن از غضب من مباش.
6. تمام اشیا را به جهت تو خلق کردم و تو را برای خودم از مگریز.
7. تو را خلق از نطفه ی گندیده عاجز نبودم پس چگونه از رزق تو عاجز هستم.
8. دشمنی میکنی با من به جهت نفس خودت چرا با خواهش دلت دشمنی نمی کنی به جهت من.
۹. تو واجبات مرا به جای اور من رزق تو را می رسانم اگر غفلت کنی در ادای واجبات من تخلف نمیکنم در رزق تو
10. همه کس تو را برای خودش می خواهد و من تو را برای خودت می خواهم.
11. تو رزق فردا را نخواه چنانچه من عمل فردا را نمی خواهم .
۱۲. اگر راضی شدی به قسمت من اسوده و راحتی و اگر راضی نشدی متصل در دنیا سرگردانی و به ارزوی خود
 
نمی رسی مگر به انچه قسمت توست.
 
 

 
 
آخر نگهي به سوي ما كن

دردي به ارادتي دوا كن *

بسيار خلاف عهد كردي

آخر به غلط يكي وفا كن

ما را تو به خاطري همه روز

يك روز تو نيز ياد ما كن

اين قاعده ي خلاف بگذار
وين خوي معاندت رها كن
 
 
 
باز آي، هر آنچه هستي باز آي

گر كافر و گبر و بت پرستي بازآي

اين درگه ما درگه نوميدي نيست

صدبار اگر توبه شكستي بازآي
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 11:35  توسط ستاره  | 

 

 

حديثشهادت شنيدني است،

حديث ديدار است،

ديدار دوست.

آنها كه هميشه در حضور حق اند

و آنان كه به ديدار يار رفته اند،

گوش جانشان با حديث شهادت اُنس ها دارد ،


حديث شهادت براي
شهيدان شاهد نيست،
براي ماندگان عاشق شهادت است
تا آنان نيز در وقت نياز
با عشقي آتشين تر به جهاد برخيزند
و از پيشروي به سوي ديار يار نهراسند
و بر پرواز پروانگان كوي حق اندوهگين نباشند،

 
پركشيدن بسوي فرشتگان آسمان افسوس و آه ندارد،
پوسيدن و با پليدان زمين زيستن
غمبار و حسرت انگيز است.
یاد شهیدان هشت سال دفاع مقدس و امام شهدا ......

 


ای شهیدان ، عشق مدیون شماست



هرچه ما داریم از خون شماست



ای شقایق ها و ای آلاله ها




دیدگانم دشت مفتون شماست

 

 

 

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است

چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش

عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

یاد و خاطره شهیدان گرامی باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 19:4  توسط ستاره  | 

 

گفته ها

 

رعایت حجاب

1 - پاسخى است به نداى درونى فطرت .

2 - نشانه تمدن است نه ارتجاع .

3 - در همه ملل رواج داشته و فرهنگ ملى ماست .

4 - شخصيت و احترام زن را فزونى مى بخشد.

5 - مايه سلامت جسم و آرامش روانى است .

6 - مجوز ورود زن به جامعه است نه مانع از آن .

7 - باعث استحكام و افزايش نهاد خانواده مى باشد.

 

8 - عامل استوارى جامعه و زمينه ساز ترقّى آن مى باشد.

 

9 - احياگر ارزشهاى متعالى است .

 

10 - جاذبه زن را بالا برده و استعدادهاى ادبى را شكوفا مى سازد.

 

11 - اجراى قانون الهى است و رضايت خداوند را به همراه دارد.

 

شوخى با نامحرم


پيامبر گرامى اسلام (ص)در ضمن حديثى فرمودند: هركس با زن نامحرمى شوخى كند بخاطر هر كلمه اى كه با او سخن گفته هزار سال زندانى مى گردد.

امام صادق (ع) فرمودند: پيامبر و على (ع) به زنان سلام مى كردند ولى على (ع) به زنان جوان سلام نمى كرد و مى فرمود: مى ترسم از صدايش ‍

خوشم بيايد و فتنه اش از ثوابش بيشتر شود.

پيامبر در ضمن حديثى نهى فرمودند: از آنكه زن بيشتر از پنج كلمه (غيرضرورى )، نزد نامحرم سخن بگويد.

فقهاء نيز سخن گفتن بصورت مهيّج و تحريك آميز را حرام دانسته اند.

زن بسان نخل بود در باغ و بستان جهان

 
مرد ، او اندر مثل باشد چو شخص باغبان
 
 
باغبان باید که دیواری کشد بر دور باغ
 
 
تا گلشن ایمن شود از دستبرد این و آن
 
 
تشبيه زن به مرد و بالعكس

امام صادق (ع) بنقل از على (ع) فرمودند: به زنان نامحرم سلام نكنيد و آنانرا به غذا دعوت ننمائيد (كنايه از آغاز ارتباط بدين شكل مى باشد).
 
 
مشابهت بامردان : امام باقر(ع) در ضمن حديثى فرمودند: جايز نيست كه زن خود را شبيه مرد نمايد زيرا پيامبر(ص) مردانى را كه مشابه زنان
 
 
 
مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .
 
قال رسول اللّه (ص): لعن اللّه المُتشَبِهينَ مِنَ الرِّجالِ بِالنّساءِ المُتشبهاتِ مِنَ النِساءِ بِالرِجال .
 
پيامبر(ص) فرمود: خداوند مردانى را كه شبيه زن مى شوند و زنانى را كه خود را شبيه مرد قرار ميدهند لعنت كرده

 

 
 
 
 
گوشه های چادرم,برای من به منزله ی بالهای کبوتری هست که منو به سمت آسمون صعود میده و به خدا میرسونه

 اى بانو و اى دختر مسلمان آيا حجاب تو و زندگى تو مورد رضاى امام زمانت هست ؟
آيا آنگونه زندگى مى كنى كه حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه بتو نظر مرحمت فرمايد؟
آيا تقوى و حياء و عفت و حجاب تو آنگونه است كه نامت در زمره ياوران حضرتش ثبت گردد؟
آيا آنگونه هستى كه در هنگام مرگ عزيزانت محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين به بالين تو آيند و سفارش تو را به فرشته
 
مرگ نمايند و در لحظات سخت واپسين زندگيت آنگونه پاك هست كه اگر امام زمان خواست در شهرى چند لحظه اى ساكن شود خانه
 
تو را براى زندگى انتخاب كند؟
 
آيا لباس و پوشش شما اسلامى است
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 13:2  توسط ستاره  | 

 

 


ماه مبارک رمضان،

بهترین ماه هاست ، ماه میهمانی خداست

ماه خوبی ها،ماه شب های قدر،

ماه دعا ونیایش ، ماه عبوديت و بندگي

ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت است.

حلول ماه مبارک رمضان،به راستی که

خبر از گشایش درهای بهشت به روی آدمیان دارد.

ماه رمضان ماه تزکیه،ماه خودسازی،

ماه از خویش تا خدا رفتن است

ماه پرواز با دوبال قنوت از زمین تا ملکوت

و شکوفایی غنچه های معنویت

در سکوت سبز روزه داران

و در حيرت ارغوانی سالکان کوی دوست .



حلول ماه پرخيرو برکت رمضان

بر مهمان خوان نعمت الهي مبارک باد

 

 


رمضان آمد و من دوباره

با کوله باري از نياز آمده ام

که جرعه اي از آغوش گرم مناجاتت را

به دل نا آرامم بچشاني

و تصوير شيريني مقام وصال را

 

به کام افکار و اعمالم نشان دهي...

و من آمده ام باز تا

مهمان لحظه هاي سبز بي خويشتن شوم

تا از بلنداي آسمان،

اين پنجرۀ هفت رنگ رؤيايي

که بارگاه هميشه گسترده ملائک است،

بال بگشايم و پر بسايم به مدار عشقت

تا دور دست تکامل و عرفان!

مرا درياب
يا سَتَّار َالعُيُوب

تا پهن دشت پيکرم که فرسوده

از علف هاي هرز کوته بيني و کج نگري شده را

با حضور سبز و روحاني ات بياميزم!

قنوتم را ببين که نيازم را به نمايش مي گذارد

در آسمان آبي عظمت تو

و از برهوت کلمات نجاتم ده

که هيچ واژه اي گوياي احساساتم نيست!

يا ربَّ النُور العَظيم ...

در ماه آفتاب آفريني مرا با نورخويش تجلي ده؛

در نور مهمان کن؛ با نور بياميز؛

 

با نور متولد کن و با نور بميران...

يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِي الظُلَم...

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 18:14  توسط ستاره  | 

 

 

ميلاد نور

خجسته ميلاد گل سر سبد هستي ،‌نرگس نرجس

يوسف زهرا(س)،دردانه دوران نور چشم عاشقان ،

آرزوي مشتاقان،منتقم ال آلله ،منجي عالم بشريت ،

صاحب العصروالزمان،حضرت مهدي عج الله تعالي

ظهوره روحي وارواح العالمين له الفداء

برمنتظران ظهورش مبارك باد

 

آستان شعرهایم خاک پایت،

مقدمت سبز خیره ام تا دورها،

تا انتهاى شوق دیدار،

کى مىآیى تا که دنیا مست عطر داد گردد؟!

فرش دل،گسترده ام شاید که مهمانم شوى

تا لحظه اى سیراب گردان تشنه ى دیار خود را

بهترین اعجاز شعر و قامت شوق شاعران کى مى آیى؟

مقدمت سبز

اولین و آخرین گلواژه ى عشق!

مقدمت سبز!

از زمین تا آسمان تابى نهایت

مقدمت سبز

تا که بسرایم حدیث دل برایت

مقدمت سبز

اى تمام هستى زردم فدایت

مقدمت سبز

رویش بوسه شوم بر دستهایت

مقدمت سبز

از زلال چشمه ى سبز هدایت

مقدمت سبز

درحریم اهل دل خالى ست جایت

مقدمت سبز

اى گلوى زخمى ام نغمه سرایت

مقدمت سبز!



توصیه آیة الله بهجت(ره)



چگونه امام زمان(عج) را ببینیم؟

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد

 

چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است،

یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت،

آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند.

یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است.

ولى همت مى‎خواهد. انسان عاشق حضرت،

پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد

 

 
 
 
 
قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف :

(إِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ)

همانا، من، امان و مایه ایمنى براى اهل زمینم;
 
همان گونه كه ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.

 
بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 9:55  توسط ستاره  | 

الهی نامه

 

الهی: محبوب و حبیبم توئی.

الهی: ناظر و منظورم توئی.

الهی: دوا و طبیبم توئی.

الهی: آرزو و امیدم توئی.

الهی: سرمایه و مایه ام توئی.

الهی:شور و نشاطم توئی.

الهی: غنا و نصیبم توئی.

الهی: آمرزش و غفرانم توئی.

الهی: پاک کننده عصیانم توئی.

الهی: شوینده خطایم توئی.

الهی: دریای کرم و رحمتم توئی.

الهی: فراق و هجرانم توئی.

الهی: قرب و وصالم توئی.

الهی: درد و درمانم توئی.

الهی: عهد و پیمانم توئی.

الهی: رافت و لطفم توئی.

الهی: اول و پایانم توئی.

 

 


سیدی : به تو پناه می برم از نفسی که از گناه سیر نمی شود

سیدی : به تو پناه می برم از قلبی که خاشع نمی شود

سیدی : به تو پناه می برم از علمی که نفعی ندارد

سیدی : به تو پناه می برم از نمازی که بالا نمی رود

سیدی : به تو پناه می برم از دعایی که شنیده می شود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 10:36  توسط ستاره  | 

 

 

بنام حضرت دوست

 

جمكران

جمكران اي منزل دلدار من جمكران تنها نشان يار من
 
دل چو اقيانوس طولاني شده ديده ها ابري و باراني شده
 
كارم از گريه گذشته جمكران شيشه عمرم شكسته جمكران
 
من گداي تربت كوي توم حسرت ديدار مه روي توم
 
هيچ مي داني چرا آشفته ام؟ از غم او چون غزل ها گفته ام
 
كفتر جلد تو هستم جمكران حاجتم ده دل شكستم جمكران
 
هر سه شنبه، پنج شنبه ،آمدم بي غذا و آب ،تشنه، آمدم
 
آمدم اما نديدم يار خود چشم گردان در پي دلدار خود
 
جمكران عشق مرا تو شاهدي جمكران تو خود گواه واحدي
 
درد من پيشينه دارد جمكران قدمت ديرينه دارد جمكران
 
من كه از هجرش چنين رنجيدم پرتوي رخسار دلبر ديدم
 
در نگاهش من محبت ديدم با جسارت پاي او بوسيدم
 
گرچه در عشقش همي ناپختم سر ديدارش به كس ناگفتم
 
جمكران شايد گناهي كردم يا به نامحرم نگاهي كردم
 
جمكران گو تا ببخشايد مرا در خيالم يك نظر يايد مرا
 
طاقت دوري ندارم جمكران چشم بر پايش گذارم جمكران
 
در دو عالم يك نگاه او بس است بي خيالش اين دل من بي كس است
 
 
جمكران درد مرا درمان بكن رحم بر اين سيد گريان بكن
 
گو فقط او كي مي آيد جمكران قامتش بينم كي شايد جمكران
 
 
جان خود سازم فدايش جمكران تا ببوسم خاك پايش جمكران

سيد حبيب الله هاشمي

 

 

 

همه گویند به امید ظهورش صلوات
 
 
کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 22:0  توسط ستاره  | 

 

kabotar.نماز تنها غذاي روح انسان نيست

برخی کارشناسان کشور معتقدند که نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست، بلکه

 

جسم

 
انسان ها را نیز تقویت کرده و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد.

وقتی چشم ها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خودبه خود آرام شده و درنتیجه
 
تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم، باعث بهبود ضعف و نواقصی مانندنزدیک بینی
 
می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده وبی خوابی و
 
افکار ناآرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محلکنترل
 
اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرفکمترین
 
نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.

نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را درحالت
 
مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش ورفع
 
یبوست مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نمازخواندن و رکوع است.

رفع تنبلی کبد، طحال، لوزالمعده و کلیه ها، برطرف کردن دردها و ناراحتی هایناحیه شکم،
 
ماساژ دادن دستگاههای داخلی موجود در شکم، نگهداری ستون فقرات ومهره های کمر در
 
وضعیت صحیح و مطلوب و کمک به نرمی و قابلیت انعطاف کمر از دیگرخواص طبی رکوع در
 
نماز است.

کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کهدر
 
متعادل و آرام کردن اعصاب سمپاتیک مؤثر است. مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث
 
تقویت عضلات صورت و گردن، ساق پاها و ران ها می شود که البته در سرعت بخشیدن به
 
جریان خون در قسمت های مختلف بدن منتهی می شود.

تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن، کمکبه افزایش
 
 
حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر
 
خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه
 
بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن
 
به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه بهتر بافت هایپوست
 
صورت، غدد موجود در سر و گردن، ساق پاها و ران و تغذیه این غدد، باعث حفظشادابی،
 
زیبایی و طراوت پوست می شود.

حالت سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابی که قسمت های
 
مختلف بدن را به مغز وصل می کند، شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد
 
که این عمل برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.

سجده باعث ایجاد آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. هم چنین سجده
 
برای زنانی که دچار اختلال یا ناهماهنگی در لگن خاصره و عادت ماهانه می باشند،بسیار
 
مفید است.

استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها، کمک به رفع نفخ معده و روده، تقویتکل
 
دستگاه عصبی، تسریع جریان خون در لگن خاصره و نواحی داخل شکم، کاهش فشار خون
 
دردستگاه تناسلی، بهبود فتق و بیضه در مردان، از خواص طبی نشستن بعد از سجده
 
نمازاست.

روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که «معراج» مؤمن و مایه قرب به حق است
 
وآن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دستولی آگاهی
 
از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.

منبع : حوزه
نت
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 13:22  توسط ستاره  | 

بهاران

 




  



یا مقلب القلوب و الابصار
 
 
یا مدبرالیل و النهار
 
یا محول الحول و الاحوال
 
حول حالنا الی احسن الحال

 
حلول سال نو و بهار پرطراوت را
 
كه نشانه قدرت لایزال الهی
 
و تجدید حیات طبیعت می باشد را
 
به تمامی عزیزان تبریك وتهنیت عرض نموده
 
و سالی سرشار از بركت ومعنویت را
 
 
براي همگي آرزو دارم

 
 
 
بهار فصل زيباي زندگي

ميخوانمت از پشت درب هاي بسته در انتهايي ترين فصل آفرينش


تا كي در سكوت مي ماني اي روياي رحماني تر از باران ؟

من در ميهماني سبز واژه ها تو را شنيدم و زير باران صدايت كردم

و تو در نگاهي ژرف با لهجه شيرين ياسمن ها جوابم دادي

اي نوبهار من ... بر پيكره يخ زده دشت بتاب و روح مرده اش را عطر آگين كن

شكوفه هايت بوي سرسبزي باغ ميدهند و بلبلانت آواي سرمستي سر داده اند

باران را صدا كن تا بر طراوتت شكوهي ديگر بيفزايد

اي زيباترين فصل خدا

سرودن آغاز كن و مرا تا انبوه ابرهاي بهاري به همراه مرغان مهاجر پرواز بده

غنچه هاي نو شكفته ات رنگ زندگي دارند و چشمه هاي جوشانت بوي خوش تازگي ميدهند

ولي ...

ولي هنوز شاپرك ها بغض خسته شان را ميخورند و ياس ها، پاي كبودي چشمشان را پنهان
 
ميكنند

و هنوز فصل زمين كامل نشده و هنوز منتظر است و انتظار فصل ديگري است .

مرا تا ظهور بهاري اش همراه باش و براي لحظه لحظه بودنش دعا كن...

كه بدون او بهاري نشايد !

 
 
چه درد است این که در فصل اقاقی ...
 
 
به روی عاشقان در بسته ساقی

 
در میخانه را گیرم که بستند ...
 
 
کلیدش را چرا یا رب شکستند ؟!

بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند

 

سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند

 

سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است

 

فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند

 

توبیایی همه ساعتها، ثانیه ها

 

از همین روز همین لحظه همین دم عیدند

اللهم عجل لوليک الفرج

 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 11:28  توسط ستاره  | 

 


 

kabotar. **** خدا پيش خودت است عزيز من ****






پای درس اخلاق آیت الله میرزا عبدالکریم حق شناس

گاهی که از روزمرگی ها پر می شویم بد نیست دل را ورق بزنیم و خودمان را
 
مرور و غبارروبی کنیم تا آماده شویم برای روزی که میزان را جلویمان می
 
 
گذارند. آنچه می خوانید بندهایی است از سخنان حکمت آموز استاد اخلاق آیت الله
 
 
عبدالکریم حق شناس برای همان موقع هایی که می خواهیم دل را خانه تکانی کنیم.








 

اول خودت را تصفیه کن!

یکی از فرمایشات خداوند این است که «الحکمه لا تنجع فی الطبع الفاسده». کسی
 
که رودل کرده و نزد طبیب می رود. طبیب می گوید کباب و چلو نخور. خب او
 
نمی تواند بخورد. گفتن طبیب فایده ندارد وقتی رودل کرده باید غذاهای رقیق
 
مصرف کند. اول باید تخلیه شود، بعد تخلیه شود باید برای قبول درک حقیقت
 
خودمان را مهیا کنیم. حکمت و دانش در دل ها و عقل هایی که فاسد است و تصفیه
 
نشده نمی رود اول باید خودتان را تصفیه کنید تا ان شاءالله از بیان آل عصمت
 
 
برخوردار شوید.


خانه سیاه منتظر عطایی؟


خدا کریم است. یعنی چه؟ یعنی صاحب خانه کریم است و جنابعالی را دعوت کرده
 
 
که اینجا را رنگ آمیزی کنید. اما زغال را برداشتی تمام این در و دیوارها را در
 
 
عوض رنگ آمیزی، سیاه کردی بعد دم در نشسته منتظر عطا هستی و می گویی
 
 
صاحبخانه کریم است؟ بینی و بین الله آیا عقلا شما را تحمیق نمی کنند؟ تحمیق
 
 
 
یعنی این آدم احمقی است. حضرت فرمودند احمق ترین مردم آن کسی است که
 
 
 
متابعت هوای نفس کند بگوید خدای من، نفس من است. هرچه امر کند، انجام می
 
 
دهم… .

باید دل را خلوت کنی

اگر مؤمن محبت دنیا را راه رسیدن به محبوب قرار دهد، به جهت مخالف می رود،
همان قضیه مورچه است…
 
یا نبی الله! من یا می خواهم به یار برسم یا در طریق وصول به یار باشم.
 
 
در جهت مخالف نباشید، راه را به شما نشان می دهند.
 
 
کمی که رفتی؛ بر در میکده رندان قلندر باشند که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
 
 
وقتی قدم برداشتی باید دل را خلوت کنی:
 
 
تو را به خلوت دل بود مسکن و من غافل
 
 
به هرزه در طلبت گرد هر دیار دویدم

پايه هاي دين

 
دین دو پایه دارد؛ یکی ایجاد مقتضی است
 
 
که همین کارهایی است که انجام می دهیم
 
 
 
و یک قسمت هم رفع مانع و جلوی امیال نفسانی را گرفتن است

 
 
 

گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است

 

براي فهميدن وي.

چه کسی میتواند به قلبش بیاموزد که هرگز نشکند؟!

 

اما من به قلبم آموختم

 

اگر روزی شکست با لبه های تیزش دستان کسی که آن را شکست نبرد!

 
 
 
از امروز سکوت خواهم شد...
 
 
با سکوتم سخن خواهم گفت،
 
 
با سکوتم مهربانی خواهم کرد و خواهم بخشید.

 

با سکوت چه زیبا می توان زشتی ها را ندید؛ یا بهتر بگویم:

 
چه زیبا می توان زشتی ها را زیبا دید؛

 

!آه! که چه موهبت شگفت انگیزی است این سکوت ...



اگر به خانه من آمدی

برای من ای مهربان

چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 8:37  توسط ستاره  | 

 


سراپا كويريم و چشم‌انتظاري
كه يك روز، يكريز بر ما بباري



بيا جامه‌ات را به جنگل بپوشان
 
كه قرآن برويد، قناري قناري



و مرداب‌هايي كه در خواب هستند
 
بياشوب‌شان، آي، همواره جاري!



در اينجا كه تصوير باران مجازي‌ست
 
چه زيباست در چشمت آيينه‌كاري



تو روشن‌تر از آني، اي نور غيبي،
 
كه خورشيدها را به ياري بياري



قسم مي‌خورم شب پُر از خستگي شد
 
به آن كهكشاني كه در چشم داري


 
خبر از ظهور تو مي‌داد، اي عشق!
 
نسيمي كه مي‌رفت با بي‌قراري...


 
 
او چراغي است در خلوتگاه غايب از نظر !


 
او حلقه اي است كه مرا به آنچه جز من است ،

مي پيوندد.


 
در نور اوست كه مي بينم ،

او آفتاب نيمه شب و جام جهان نماست .


 
او يوسفي گمگشته در چاه است

كه ماه و خورشيد جوياي اويند

و چون از درون خويش برآيد ،

سرزمين تشنه مصر و كشور ديدگان مشتاق عاشقان

چشم زليخا و چشم جان يعقوب را روشني مي بخشد .


 
در خاطر بيكران او ماه و خورشيد بيدارند !


 
در شبي سروشانه كه در آغوش آن ،

او به انتظار سحر بيدار است

تا با گردونه زرين و اسبهاي نور افشان

در آسمان طلوع كند ...

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 14:2  توسط ستاره  | 



بنام تو اي شكيب دل ناشكيبم



 

خدای خوبم...

بخاطر تمام لحظه هایی که منتظرم بودی و نیومدم منو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که منو دیدی و من ندیدمت منو ببخش..

بخاطر تمام لحظه هایی که برام خوب خواستی و من بد کردم منو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که امیدتو نا امید کردم

منو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که برام وقت گذاشتی و من وقت نداشتم منو ببخش..

بخاطر تمام لحظه هایی که تنهام نگذاشتی و من خودمو تنها دیدم منو ببخش..

بخاطر تمام لحظه هایی که به مهربون بودنت،

بخشنده بودنت،

آمرزنده بودنت
؛

بزرگ بودنت و بودنت شک کردم

منو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که اشکهام برای کسی جز تو بود ...

بخاطر تمام لحظه هایی که خواهش ها و التماسام برای کسی جز تو بود...

بخاطر تمام لحظه هایی که لذتها و شادی هام برای کسی جز تو بود...

منو ببخش...منو ببخش..

خیلی ها به دعوت دل ساده ی من اومدند نشستند خندیدند....

اما خیلی زود شکستند و گسستند و رفتند....

تنها تو بودی که بریدم و نبریدی شکستم و نشکستی گسستم و نگسستی...

خدایا ...

من اگر بد کنم تورا بنده خوب بسیار است

اما تو اگر رهایم کنی مرا خدایی نیست

امشب آنچه را كه شایسته خدایی توست

برایم بنویس نه آنچه سزاوار من است.....

kabotar.kabotar.

 

مهربانا
 
 
می دانم که تا تو راهی نیست
 
 
می دانم که آسمان فیض و رحمتت همه جا بر سرم سایه دارد
 
 
می دانم که دستهای سبزت همیشه پشت و پناهم است
 
 
می دانم که تو تنها نگران لغزشهای ناتمام من هستی
 
 
کمکم کن
 
 
من تو را می خواهم تنها تو را

 

ای مهربانترین مهربانان

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 11:56  توسط ستاره  |